دعای توسل





یکی از همرزم های شهید حسن تهرانی مقدم میگه: من انتخاب شده بودم برای یک کار بزرگ. کار هم سخت بود چون توی فناوری اون مشکل داشتیم. یه روز حسن من را دید و گفت: می خواهی توی این کار موفق باشی؟ گفتم بله. گفت: برو بچه های گروهت را جمع کن، دستانتون رو بهم بدید و هم قسم بشید و بگویید: خدایا ما برای رضای تو این کار را می کنیم و هر چه ثواب هم دارد خودمان نمی خواهیم، تمام ثواب آن برسد به حضرت زهرا(س)، موفق می شوید

رفتم و بچه های تیمم رو جمع کردم. طبق گفته ی حسن عمل کردیم و..... 

اتفاقا همونطور هم شد و موفق شدیم. البته بچه های هم خالصانه به حرف شهید حسن تهرانی مقدم عمل کردند و این کار در کوتاهترین زمان ممکن که کسی هم فکرش را نمی کرد، انجام شد[1].

یکی از رمزهای موفقیت شهدا اینه که توی سخت ترین شرایط دست به دامن اهل بیت می شدند. انس با اهل بیت و توسل به ائمه بود که شهدا رو توی مشکلات کمک می کرد.

خدا هم توی سوره مائده آیه 35 می فرماید: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.» (مائده/35)

 ای كسانی كه ایمان آوردهاید پرهیزكاری پیشه كنید و وسیلهای برای تقرب به خدا، انتخاب نمائید و در راه او جهاد كنید، باشد كه رستگار شوید.

فرق ما و شهدا توی عمل به این آیه می دونید چیه؟

شهید وسیله ی تقرب به  خدا رو اهل بیت می دونستند و درستش هم همینه. اما ما ادما وسیله رو پارتی می دونیم. وسیله رو پول می دونیم . وسیله رو دست به دامن این و آن شدن می دونیم . لذا موفق نمی شیم. چون خدا متعال در حدیث قدسی می فرماید: به عزت و جلالم قسم ناامید می کنم امید کسی که به غیر من امید بسته باشه

طرف مشکل مالی پیدا میکنه دستش رو جلوی همه دراز می کنه و کوچیک میکنه خودش رو... طرف فشار اقتصادی بهش میاد تن به هر ذلتی میده تا راحت بشه. تازه اگر هم مشکلش حل بشه  به خفت و تحقیرش نمی ارزه

کاش ما هم مثل شهدا اعتماد می کردیم به خدا. اونوقت هیچ مشکلی ما رو از پا بر نمیداشت و جز توکل و توسل به اهل بیت و خدا دستمون جلوی کسی دراز  نمیشد

لذا اهل بیت هم سفارش کردند توی زندگی از ما بخواید

امام موسی كاظم - علیه السلام - می‌فرماید: هر‌گاه حاجتی به در‌گاه خداوند داشتی، چنین بگو: «اللهم انی اسألك 

بحق محمد و علی...»؛ یعنی، خدایا! به حق محمد و علی تو را می‌خوانم، به درستی كه نزد تو شأن و منزلت والایی دارند. پس به حق این منزلت و رتبه از تو می‌خواهم بر محمد و آل محمد درود فرستی و حاجت مرا بر‌آورده سازی

نگو فلانی مشکلم رو حل کن... بگو خدیا همه ی مشکلات هم باشه تو بخوای می تونی کمکم کنی.

شهدا هم با اعتقاد به این مساله متوسل می شدند به خدا و اهل بیت. و چون خالصانه و با اعتماد به خدا توسل می کردند، خدا هم دستشون رو می گرفتتوی عملیات والفجر هشت. وقتی قرار بود رزمنده ها از رودخانه اروند رد بشن، کار مشکل بود. دو تا رودخانه توی دنیا معروفه به رودخانه وحشی، یکیش ارونده. حالا حساب کن عراق کف رودخانه موانع قرار داده باشه. با نورافکن هاش هم روی آب رو روشن می کرد و تا چیز مشکوکی می دید میزد. اروند هم سرعتش 170 کیلومتر در ساعت بود. . حالا توی این شرایط قراره رزمنده ها رد بشن. فرمانده گردان بچه ها رو به صف کرد و چند ستون تشکیل داد. بعد طناب اورد و به بچه ها گفت: با این طناب به فاصله ی یک متر به خودتون ببندید
 سر یکی از ستون ها شهید تازیکه بود.

 

یک متر از سر طناب رو رها کرد و بعد خودش رو بست. فرمانده وقتی این صحنه رو دید ناراحت شد و گفت برا چی سر طناب رو رها کردی مگه من نگفتم از سر طناب ببند. شهید تازیکه سرش رو انداخت پایین و بغل کرد و گفت: آخه ما آقا و صاحب داریم. ما بدون صاحبمون نمی تونیم موفق بشیم. من یک متر رها کردم که آقا خودش بیاد و سر طناب رو بگیره و رد کنه. میگن اون ستون جز ستونایی بود که بدون تلفات رد شد.

وقتی توسل خالصانه باشه اهل بیت هم دستگری میکنن. آدمی که توسل و توکلش به اهل بیت باشه هیچ وقت توی سختیها نا امید نمیشه. اتکا و اعتمادش هم به خداست و مطمینه با وجود اهل بیت و خدا هیچ بن بستی وجود نداره. حتی اگه همه ی دنیا هم بخوان جلوش بایستند ناامید نمیشه و کم نمیاره. به قول حضرت آقا :" ما یا راهی خواهیم یافت، یا راهی خواهیم ساخت" شهدا ثابت کردند توی سخت ترین شرایط هم با توکل و توسل به خدا میشه کار رو پیش برد. همرزم شهید احمدی روشن میگه: مصطفی یه دوستی داشت که مشاور فرمانده مهمات‌سازی شده بود. هماهنگ کردیم و رفتیم پیش فرمانده مهمات سازی. تازه آن موقع فهمیدیم عجب اعتماد به نفسی دارد مصطفی. هرچه را فرمانده می‌گفت «ساخته‌ایم»، می‌گفت «ما هم می‌سازیم؛ می‌تونیم بسازیم» قبلا کارهایی کرده بود، اطلاعاتش خوب بود. من حرف نمی‌زدم ولی مصطفی مدام اطلاعات رو می‌کرد. فرمانده عکس یک تفنگ را نشان داد که تازه ساخته بودند. مصطفی گفت «از این تفنگ‌های ام ۱۶ آمریکائیه؟» به فرمانده برخورد. گفت «نه، خودمون ساختیم.» ماشه تفنگ مشکل داشت. روی رگبار که می‌گذاشتند، داغ می‌کرد و از کار می‌افتاد. دنبال ساختن ماشه با آلیاژ سبک پلیمری برایش بودند که مقاومت حرارتی‌اش بالا باشد، اما هنوز به نتیجه نرسیده بودند. مصطفی تند گفت «آقا ما می‌سازیم.» فرمانده کپ کرده بود

اثر توسل و توکل به خدا اینه رفقا! شهید احمدی روشن توی تمام سختی و تحریم ها فهمید راه چاره توسل و توکل به اهل بیته. فهمیدن با دست به دامن اهل بیت شدن میشه جهاد کرد و موفق شد. همرزم شهید احمدی روشن آقای ذوالفقاری می گفت: مصطفی کنار سانتریفیوژها زیارت عاشورا میخوند و اشک می ریخت که سانتریفیوژها به نتیجه رسید. باورمون بشه با خدا بودنه که ما رو توی همه چیز پیروز میکنه...




1.        خاطره از شهید حسن تهرانی مقدم . منبع سایت شهید اوینی . سایت تبیان

تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 خرداد 1394  03:00 ق.ظ  | نویسنده :   حمید رضا منتظر

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال :   جمعه 22 خرداد 1394 05:17 ب.ظ
سلام ... شهدا شمع محفل بشریتند...روحشان شاد
مقدمتان گلباران

حمید رضا منتظر

تاریخ ارسال :   جمعه 22 خرداد 1394 10:22 ق.ظ
خدایــــــا
از بـد کردن آدمهایت شکایـت داشتـم به درگــاهت…
امـا شکایتـم را پس میگیـرم…
من نفهمیدم…فراموش کرده بودم که بـدی را خلـق کـردی
تا هـــــر زمان که دلــ♥ـــم گرفت از آدمهایت…نگاهـــــم به تــ♥ـــو باشد…
گاهی فرامــــوش میکنم که وقتی کسـی کنــــــارم نیست…
معنایش این نیست که تنهایــــــــم…
معنایش اینست که هــــمه را کنار زدی تـا خودم باشم و خــــــودت…
با تــــ♥ـــو تنهایی معنا ندارد…
مانده ام تــــ♥ــــو را نداشتم چه میکردم…
دوستت دارم خدای من

زیبا بود متشکرم

حمید رضا منتظر

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.